سلام بر محمد (ص) و برپادارنده دین او (عج الله)
به نام دادار هدایت گر
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ما را انیس و مونس شد
نگار من به مکتب نرفت و خط ننوشت
بغمزه مسئله آموز صدمدرس شد
میلاد با سعادت فخر خلقت ، رحمت برای جهانیان ،حضرت ختمی مرتبت ،محمد مصطفی که سلام خدا بر او و خاندان پاکش باد و فرزند بر حقش صادق آل محمد ،حضرت امام جعفر صادق (ع)بر مولایمان حضرت ولیعصر (عج)و همه مسلمانان جهان مبارک و میمون باد.
شبی چون شب قدر فرا رسید از فراز کوههای نور ستارگان درخشان آسمان با روشنی افزونتری بسان نورافکنهای خیره کننده سراسر زمین را هاله وار احاطه کرده و یزدان گیتی را بتحول سعد بشارت می داد.مردی عرب از بادیه داخل مکه گردیده فریاد می زد :ای ساکنان شهر چه خفته اید سراسر بیابان جزیرة العرب را نور و فروغ شیدان شید روشن کرده ،تابش ستارگان چشم بشر را خیره کرده است.
امشب چه شبی است ،شب نور شب برآورده شدن خواسته ها و نیل به آرزوهای بشر از پس قرنهای مذلت و تاریکی و جور و جنگ و جهل و بی دینی است،بشری بهوجود ذیجود خود جهان را منور می سازد که تا تابش و چرخش و گردش ستارگان و کهکشانها ادامه دارد چنین برکتی نصیب دنیا نشده و نیامده است با وجود مقدس او نوع بشر فخر خلقت گردید.آمنه آمنه باهره گلگونه حنانه در غنچه جوانی و زیبایی چون گل گلاب بربستر نرمی با جلال و شکیبایی غنوده بود . اندیشه های دور ودراز غم و ناامیدی وشادی امیدواری سراسر وجودش را آتشین کرده بود .او می دانست که امشب فرزند عزیزش متولد می شود ،هاتفی غیبی چند بار در گوش او فرا خوانده بود :ای آمنه ،تو بفرزندی حامله هستی که خواجه کونین ، پیغمبر زمین و جد ثقلین است بگو من آنرا به خداوند بزرگی که خالق کا ئنات است می سپارمو ازشر هر حاسدی که به او حسد کند به او پناه می برم که صمد و یگانه و بزرگ است.آمنه که چند بار این ندای هاتف غیبی را شنیده بود با خود در اندیشه فرح انگیزی فرورفته شگفت انگیز با خود می گفت :چگونه ممکن است طفلی که من در بطن خود دارم نه پدر دارد و نه از مال دنیا بهره مند است پیغمبر زمین ،خواجه کونین و سید ثقلین شود و خموشانه و ساکت در دل این دعا را تکرار می کرد :دور از شر هر بد خواه رشکین به خداوند بزرگ می سپارم
اکنون یقین داشت وضع حمل نزدیک است با اینکه دردی احساس نمی کرد از روی حساب ماه وروز و الهامات و هاتف غیبی دانست بزودی بچه به دنیا می آید در تمام مدت بارداری سنگینی حمل را احساس نمی کرد
آمنه تنها بود کم کم احساس درد ولادت می کرد او نمی دانست چه کسی را به کمک طلبد چون هم خانه ای او فاطمه دختر عبدالله ثقفی ،نیز در خواب بود جهان ساکت ؛ و آرامش دلپذیری بر دنیا حاکم بود آمنه مشوش و پریشان خاطر گردید هیچ کس نبود مصمم شد دختران عب المطلب را به کمک بطلبد و از نگرانی برهد، به ناگهان از کنار بالین خود آواهای دلپذیری شنید بسان سخنگویان اسروش شکرریز فرشتگان پاک با هم گفتگو می کردند سخنان درباره آمنه و تسهیل زایمان بود .آمنه از الحان دلپذیرآنان درد خود را فراموش کرد سراز بالین برداشت آنان را بشناسد از آنجا که سخن گفتن آن خوشبویان شبیه آدمیان نبود امنه محو تماشای جلال آنان گردید .
نور بسان شیدریزان ستارگان بر اتاق او پرده فکنده چهار بانوی زیبای نورانی پیش آمدند کنار رختخواب او ،خندان با او به مهر و عطوفت پرداختند چهره نورانی و گیرای آن بانوان ابرو گشاده ملکوتی آمنه را مبهوت و مسرور کرد چشمان آمنه از دیدار جمال زیبا و دل انگیز آنان قوت گرفت ؛هنگام سخن گفتن رایحه نکهت دهانشان اتاق را خوشبو کرده بود آنچنان خوشپوش و پاکیزه بودند ،بسان لباسهای آنان در روی زمین نظیر نداشت آمنه گفت :جان من به قربان شما مهربانان عزیز که به یاری من محزون بی غمگسار آمده اید شما کیستید از کجا آمده اید چگونه از حال من بی همزبان با خبر گشته اید.
یکی گفت : من آسیه خداپرست همسر فرعون هستم .دیگری گفت: من مریم عذرأ دختر عمران مادر عیسی (ع) هستم .سومی که عقبتراز آن دو بانوی جمیل ایستاده بود گفت :من هاجر مادر اسماعیل ذبیح الله هستم و چهارمی گفت :من کلثوم خواهر موسی بن عمران (ع) هستم . ازما بیم مدار به امر خداوند بزرگ برای کمک به زایمان تو که فرزند محبوب و برگزیده حق تعالی عزوجل را به دنیا می آوری آمده ایم .آمنه ازدیدن جلال و جمال و لطف و مهر وگونه های گلگون جوان ان زیبارویان ملکوتی غرق در حیرت و دلگرمی گردیده بود تبسم ملیحی بر لبان یاقوتیش نقش بست در این هنگام فرشته سفیدی با مهربانی با بالها و پرهای لطیفش را برای رفع خوف از او بر پهلو و شکم حضرت مالش داد و ناگهان لرزه بر بتهای بتکده بت پرستان افتاد اوثان و اصنام فروریخت ،طاق عظیم کسری شکست فرزند گرامی آمنه ،محبوب عرش الهی ،به دنیا آمد.
تاریخ میلاد مسعود
جمعه نزدیک بامداد صبح صادق 17 ربیع الاول برابر 20 اوت 571 میلادی عم الفیل 29 امردادماه این است تاریخ دقیق میلاد مسعود حضرت محمد رسول الله (ص) در تمام تواریخ دنیا میلاد پیامبر اکرم را با بروز وقایع شگفت انگیز ضبط کرده اند.مورخین دیگر روز جمعه 17 ربیع الاول را برابر 28 نیسان و بیستم شباط رومی و 17 دیماه فرس 55 روز گذشته از واقعه فیل و قصه ابرهه نگاشته اند .محل ولادت مقدس در مکه معظمه در کوی (ارقاالمولد) معروف به شعب بنی هاشم سرای بن یوسف مذکور آمده است.
وقایع جهانی میلاد مقدس
تیسفون (مداین ) روزی انوشیروان دادگر صدای مهیبی شنید به عرض شاه رسانید ،جسر بزرگ دجله شکست و فروریخت .انوشیروان از شنیدن این خبر ناراحت شد ،ابرو درهم کشید فرمان تجدید ساختمان آنرا داد دوباره آن جسر را ساختند باز هم شکست ؛شکستن پیاپی جسر نوساخته دجله در مدت دوسال که با بانگ مهیبی همراه بود ،موجب خشم و نگرانی شاه گردید.
شبی دیکر شاهنشاه بزرگ ساسانی در خوابگاه خود در کاخ طاق کسری غنوده بود،به ناگاه بانگ مهیبی اورا از خواب بیدار کرد ،طاق عظیم کاخ کسری از وسط ترک برداشته و 14 کنگره آن فروریخته بود بطوریکه انشیروان از لای درز شکافته شده آن ستارگان آسمان را به خوبی مشاهده کرد .مشهور است شکاف طاق بشکل شمشیر بود ،در واقع بشارت شمشیری که اسلام با آن جهان را فتح کرد.پادشاه بزرگ ساسانی با همان لباس سفید خواب ،کسی را در پی بوذرجمهر وزیر فرستاد،او به خدمت رسید.انوشیروان گفت: فرو ریختن جسر بزرگ دجله سه بار در مدت دوسال و شکستن این طاق عظیم کاخ من و خوابهای وحشتناکی که در شبهای اخیر دیده ایم موجب پریشانی خاطر ما گردیده است
بوذرجمهر با تدبیر به عرض رسانید که امروز نیز خبر رسید به ناگهان هر سه آتشکده بزرگ ما یعنی آتشکده مقدس فارس ...آتشکده آذربرزین مهر (آتش مهربالند،ریوند خراسان)و آتشکده آذر گشنسب شیزآذر بایجان (آتش اسب نر ) یک جا پس از قرنها روشنی و تابش به خاموشی گراییده و دریاچه ساوه به ناگهان خشک شده است ،آنچه از اخبار و کتب و روایات استنباط می شود آن پیامبر بزرگی که خدا وند کریم بشارت ظهور او را فرموده است دیشب متولد گردیده است چون این طفل تازه به دنیا آمده ملک آسوده خاطر باشند در دوران سلطنت پر معدلت شاهنشاه خطری متوجه مقام و کشور شاهنشاهی ایران نخواهد شد لااقل چهل سال طول خواهد کشید تا او مبعوث به نبوت شود و این از اخبار کتب و خوابهای شاهنشاه تعبیر می شود و پیغمبر اکرم نیز خود فرموده است :ولدت فی زمن ملک عادل و هو انوشیروان(تفسیر طبری) یعنی در دوران انوشیروان دادگر تولد یافته ام .اکر جلوس انوشیروان را 531 و درگذشت او را 579میلادی بدانیم عام الفیل در 570 بوده ،بنابراین میلاد پیغمبر اکرم (ص) درست در اواخر دوران سلطنت این پادشاه بزرگ ساسانی بوده است.
بر گرفته شده از کتاب، محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ،به قلم و تالیف ذبیح الله قدیمی رضوانی
معصوم از چهارده معصوم (ع)، پدر بزرگوارش امام هادي (ع) هنگام تولد فرزند، شانزده سال و چند ماه بيشتر نداشت، مادرش بانويي صالحه و عارفه به نام سوسن يا حديثه يا سليل بود. تولدش