سلام بر عدالت روشن
به نام خدای بخشاینده و مهربان
شب قدر است و طی شد نامه هجر
سلام هی حتی مطلع الفجر
ایام شهادت امیر المومنین حضرت علی ( علیه السلام ) را به ساحت مقدس فرزند برومندش حضرت بقیه الله الاعظم ( روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء ) و همه محبان حضرتش تسلیت می گویم.
سحرگاه نوزدهم ماه مبارک رمضان
صدای صوت اذان کوچه پس کوچه های کوفه را فرا گرفته است
لحظاتی بیش نمانده است تا عدالت کشته شدت عدالت خودشود
علی در مسجد کوفه به نماز ایستاده است و حال موقع سجود است هنگام کرنش وزاری در مقابل معبود هستی آنان که علی را می شناسند به خوبی میدانند در این لحظات برعلی چه میگذرد نمیدانم با چه ادبیاتی این لحظات را مجسم کنم قلم ناتوان از حتی لغزش کوچکی میباشد
آری علی به هنگام سجود غرق در عظمت آفریدگار است که ناگهان دست جهالت تیغ جمود و افراطی گری اززیر لباس گمراهی فرود میاید و این صدای علی است که در افق میپیچد :
فزت برب الکعبه
به خدای کعبه که رستگار شدم
واین آخرین صدای عدالت است که برگوش فلک طنین انداخته است
از این پس یتیمان کوفه دیگر نمیتوانند شبانگاهان بر دامن آرام گیرند و غم واندوه یتیمی را فراموش کنند گرسنگان کوفه ماوا و مرجع خود راازدست داده اند و حال آرام آرام میرود تا صدای عدالت علی در گوش فلک بپیچد:
ای پسر ابوبکر با مردم فروتن و نرمخو و گشاده رو باش همه را به یک چشم ونظر ببین تا بزرگان بر تو طمع حیف ومیل نبندندو ضعیفان از عدالتت مایوس نگردند.
و در عقوبت ضارب خویش اینگونه میگوید:
خدارا خدارادر باره یتیمان که آنان را گاهی گرسنه وگاهی سیر مگذارید
ای فرزندان عبدالمطلب نیابم شما راکه به بهانه کشته شدن من درخون مسلمین فروافتیدوگویید:امیرالمومنین کشته شد معلومتان باد که فقط قاتلم بایدقصاص شودملاحظه نمایید هرگاه من از این ضربت او از دنیا رفتم تنها اورا یک ضربت زنیدوگوش وبینی واعضای اورا قطع مکنید
امیر المومنین ( علیه السلام ) از نگاه شرق شناسان و نویسندگان
- اگر علي اين گوينده با عظمت، امروز در کوفه بر منبر قرار مي گرفت، شما مسلمانان مي ديديد که مسجد کوفه با همه وسعتش از اجتماع مردم مغرب زمين براي بهره وري از درياي خروشان علي موج مي زد."
"نرسين"
- نزد حقيقت و تاريخ يکسان است او را بشناسي يا نشناسي.
تاريخ و حقيقت گواهي مي دهند که او وجدان بيدار و قهار، شهيد نامي، پدر و بزرگ شهيدان، علي بن ابي طالب، صوت عدالت انساني، شخصيت جاويد شرق است!
اي جهان چه مي شد اگر هر چه قدرت و قوه داري به کار مي بردي و در هر زمان عليي با آن عقلش، با آن قلبش، با آن زبانش و با آن ذوالفقارش به عالم مي بخشيدي؟!"
"جرج جرداق"
- اما علي، ما را نمي رسد جز آن که او را دوست بداريم و به او عشق بورزيم، چه او جوانمردي بس عاليقدر و بزرگ نفس بود، از سرچشمه وجدانش خير و نيکي مي جوشيد، از دلش شعله هاي شور و حماسه زبانه مي زد، شجاع تر از شير ژيان بود ولي شجاعتي ممزوج با لطف و رحمت و عواطف رقيق و رافت...
در کوفه غافلگير و کشته شد، شدت عدلش موجب اين جنايت گرديد!... پيش از مرگش درباره قاتل خود گفت:" اگر زنده ماندم خود مي دانم و اگر درگذشتم کار به دست شماست، اگر درگذريد به تقوا نزديک تر است!..."
"کارلايل"
- علي بن ابي طالب از اين دنيا چشم فرو بست، مانند آن پيامبران که به قومي مبعوث مي شدند و آن قوم شايستگي آن پيامبران را نداشتند، و در جوامعي زندگي مي کردند که جوامع آنان نبوده است..."
"جبران خليل جبران"
- در واقع هيچ مورخ و نويسنده اي به هر اندازه که باهوش و با شخصيت و نکته سنج و نابغه باشد، امکان ندارد که حتي در هزار صفحه بتواند تصوير کاملي از علي نشان بدهد. آنچه که اين شخصيت بزرگ، بين خود و خداي خود گفته و عمل کرده از اموري است که هرگز هيچ گوشي و هيچ چشمي مانند آن را نشنيده و نديده است، بنابراين هر تصويري که ما از او ترسيم کنيم مسلماً تصويري ناقص خواهد بود، تنها چيزي که ما به آن اميدواريم، جنبش و تکاني است که به زندگي ما مي دهد."
"ميخائيل نعيمه"
- من در مطالعه نهج البلاغه، از فصلي به فصل ديگر مي رسيدم و حس مي کردم که پرده هاي سخن عوض مي شوند، آموزشگاه هاي پند و حکمت تغيير مي يابند، گاهي خودم را در جهاني مي يافتم که روح بلند معاني با زيور عبارات تابناک آن را آباد ساخته است، اين معاني بلند پيرامون روان هاي پاک و دل هاي روشن مي گردد تا بدانها الهام رستگاري بخشد و به مقصدي عالي که دارند برساند و از لغزشگاه ها دورشان کرده به شاهراه محکم فضيلت و کمال بکشاند، و گاه مي يافتم که عقل نوراني که هيچ شباهتي با اجسام ندارد، از عالم الوهيت جدا گشته و به روح يک انسان اتصال يافته و او را از لا به لاي پرده هاي طبيعت بيرون آورده و تا سراپرده ملکوت اعلي بالا برده است و تا شهودگاه فروغ فروزنده آفرينش رسانده است."
"شيخ محمد عبده"