آیا تهدید عمر به سوزاندن خانه در هجوم اول به بیت فاطمه‌علیهاالسّلام، واقعی بود و یا صرفاً جنبه نمایشی داشت؟

جواب: قرائن و شواهد حاکی از آن است که تهدید عمر به احراق بیت فاطمه‌علیهاالسّلام در هجوم اوّل، کاملاً جدّی بوده است. در هجوم دستگاه حاکم به بیت فاطمه‌علیهاالسّلام که به منظور گرفتن بیعت از حضرت علی‌علیه‌السّلام برای ابوبکر صورت گرفت، همه امكانات لازم جهت به آتش كشاندنِ خانه فاطمه‌علیهاالسّلام تدارک دیده شد. علاوه بر این، نحوه تکلّم عمر در جریان هجوم، نشان‌دهنده آن است که وی در تصمیم خود مبنی بر به آتش کشاندن بیت فاطمه‌علیهاالسّلام مصمّم بوده است. همچنین برداشت حضرت صدّیقه‌علیهاالسّلام از اقدامات مهاجمین، واقعی بودن تهدید عمر به سوزاندن خانه، را ثابت می‌کند.

سند شماره 1)

ابن قُتَيبه (متوفّای 276 هـ) در كتاب «الإمامة و السياسه» (جلد 1، صفحه 12)، چاپ: مصر، 1382 هـ؛ نقل می‌كند:

و إنَّ أبابَكْرٍ تَفَقَّدَ قَوْماً تَخَلَّفُوا عَنْ بَيْعَتِهِ عِنْدَ عَلِيٍّ، فَبَعَثَ إلَيْهِمْ عُمَرَ، فَجاءَ؛ فَناداهُمْ ـ وَ هُمْ في دارِ عَلِيٍّ ـ فَأبَوْا أنْ يَخْرُجُوا، فَدَعا بِالْحَطَبِ وَ قالَ: وَ الَّذي نَفْسُ عُمَرَ بِيَدِهِ لَتَخْرُجُنَّ أوْ لَاُحْرِقَنَّها عَلي مَنْ فيها...

و ابوبكر غيبت گروهی را كه از بيعت با او [با حضورشان] نزد علی سرپيچی كرده بودند، احساس كرد؛ لذا عمر را به سراغشان فرستاد.

او آمد و ـ در حالی كه آنان درخانه علی بودند ـ صدايشان زد.

آنان از بيرون آمدن امتناع ورزيدند.

عمر هيزم طلبيد و گفت:

قسم به آن كه جانم در دست اوست، يا بيرون می‌آييد يا بی‌ترديد خانه را با هر كس كه در آن است، به آتش می‌كشم.

[همچنین در وصف نحوه «آمدن عمر» می‌خوانیم:

إنَّ عُمَرَ جاءَ إلي بَيْتِ عَلِيٍّ لِيُحْرِقَهُ عَلي مَنْ فيهِ.

عمر سوی خانه علی آمد تا خانه را با اهلش بسوزاند.

[ر.ک: «روضة المناظر» (تألیف: ابن شحنه، متوفّای 882 هـ)، چاپ: در حاشیه کتاب «الکامل» (تألیف: ابن اثیر، متوفّای 630 هـ)، ج 11، ص 113، چاپ: الافندی، 1301 ق (= ج 7، ص 164)]

سند شماره 2)

ابن عبد ربّه (متوفّای 328 هـ) در كتاب «العقد الفريد» (جلد 5، صفحه 13 ـ 14)، چاپ: بيروت، 1404 هـ؛ (جلد 3، صفحه 64)، چاپ: مصر، 1353 هـ؛ نقل می‌كند:

اَلـَّذينَ تَخَلَّفُوا عَنْ بَيْعَةِ أبي‌بَكْرٍ... فَأمّا عَلِيٌّ وَ الْعَبّاسُ وَ الزُبَيْرُ فَقَعَدُوا في بَيْتِ فاطِمَةَ حَتّي بَعَثَ إلَيْهِمْ أبُوبَكْرٍ، عُمَرَ بْنَ الْخَطّابِ؛ ليُخْرِجَهُمْ مِنْ بَيْتِ فاطِمَةَ، وَ قالَ لَهُ:

إنْ أبَوْا فَقاتِلْهُمْ!

فَأقْبَلَ عُمَرُ بِقَبَسٍ مِنْ نارٍ عَلي أنْ يُضْرِمَ عَلَيْهِمْ الدّارَ.

آنان كه از بيعت با ابوبكر سرپيچی كردند...

امّا علی و عبّاس و زبير، در خانه فاطمه تحصّن كردند تا جايی كه:

ابوبكر، عمر بن خَطّاب را به سراغ آنان فرستاد تا ايشان را از خانه فاطمه بيرون آورَد؛ و به او گفت: اگر امتناع ورزيدند، با آنان بجنگ.

لذا عمر با شعله‌ای از آتش پيش آمد تا خانه را همراه با آنان به آتش كشد.

[نقل مشابه: ابوالفداء (متوفّای 732 هـ)، «المختصر فی أخبار البشر» (جلد 1، صفحه 156)، چاپ: بيروت؛ (جلد 1، صفحه 165)، چاپ: مصر]

سند شماره 3)

نقل‌های تاريخی حاكی از آن است كه حضرت زهراعلیهاالسّلام، تهديد عمر بن خَطّاب مبنی بر سوزاندنِ خانه را جدّی دانسته و به واقعی بودنِ آن تصريح فرموده‌اند؛ چنانچه در نقل ابن أبی‌شيبه خوانديم:

فَقالَتْ: ... وَ أيْمُ اللهِ لَيُمْضِيَنَّ لِما حَلَفَ عَلَيْهِ...

آن بانو فرمود: ... به خدا سوگند، او به آنچه برايش سوگند خورده، عمل می‌كند.

[نقل‌های مشابه: ابن ابی‌الحدید (متوفّای 656 هـ)، «شرح نهج البلاغه» (جلد 2، صفحه 45)، چاپ: بیروت؛ به نقل از جوهری (متوفّای 323 هـ) ـ متّقی هندی (متوفّای 975 هـ)، «کنز العمّال فی السنن الاقوال و الافعال» (جلد 5، صفحه 651، رقم 14138)، چاپ: حلب، 1390 هـ]

همچنين در نقل ابن عبد البرّ (متوفّای 463 هـ)، مندرج در كتاب «الإستيعاب فی معرفة الأصحاب» (جلد 3، صفحه 100)، چاپ: بيروت؛ (جلد 3، صفحه 975)، چاپ: مصر، می‌خوانيم:

فَقالَتْ لَهُمْ: ... وَ أيْمُ اللهِ لَيَفِيَنَّ بِها...

آن بانو به ايشان فرمود: ... به خدا سوگند، او به آن [= سوگندش] وفا می‌كند.

[نقل‌های مشابه: نویری (متوفّای 733 هـ)، «نهایة الإرب فی فنون الأدب» (جلد 19، صفحه 40)، چاپ: مصر، 1395 هـ ـ صَفَدی (متوفّای 764 هـ)، «الوافی بالوفیات» (جلد 17، صفحه 311)، چاپ: بیروت، 1401 هـ]

لازم به تذکّر است که «تهدید به احراق بیت فاطمه‌علیهاالسّلام»، در دو نوبت، واقع شده است:

- نوبت اوّل مربوط به «هجوم منجر به شکست تحصّن» می‌باشد که در این مرحله، حادثه آتش‌افروزی به وقوع نپیوست.

- نوبت دوم مربوط به «هجوم اصلی» می‌باشد که به تصریح منابع امامیّه، در این نوبت، حادثه آتش‌افروزی تحقّق یافته و درب خانه فاطمه‌علیهاالسّلام آتش گرفته است. [ر.ک: «و آتش زبانه می‌کشید» (تألیف: علی لبّاف)، مرکز فرهنگی انتشاراتی منیر]

بنابراین، دیدگاه شیعیان مبنی بر شعله‌ور شدن آتش بر درب خانه فاطمه‌علیهاالسّلام، تنها به حادثه «هجوم اصلی» اختصاص دارد که متأسّفانه در منابع اهل سنّت، به شدّت دستخوش حذف و تحریف گردیده است. [ر.ک: «حقایق پنهان» (تألیف: علی لبّاف، عدنان درخشان)، ص 26 ـ 29، مرکز فرهنگی انتشاراتی منیر]

در این‌جا، به یکی از نقل‌های اهل سنّت ـ که در این زمینه از صراحت بیشتری برخوردار است ـ اشاره می‌کنیم: بلاذری (متوفّای 279 هـ) در کتاب «انساب الأشراف» (جلد 1، صفحه 586، رقم 1184)، چاپ: مصر؛ نقل می‌کند:

أنَّ أبابَكْرٍ أرْسَلَ إلي عَلِيٍّ يُرِيدُ الْبَيْعَةَ، فَلَمْ يُبايِعْ. فَجاءَ عُمَرُ وَ مَعَهُ فَتيلَةٌ فَتَلَقَّتْهُ فاطِمَةُ عَلَي الْبابِ. فَقالَتْ فاطِمَةُ: یَابْنَ الْخَطّابِ! أتُراكَ مُحْرِقاً عَلَيَّ بابِي؟! قالَ: نَعَمْ...

ابوبكر سراغ علی فرستاد تا بيعت بگيرد و او بيعت نكرد.

عمر با آتش آمد و فاطمه او را بر آستانه درب ديد.

فاطمه فرمود: پسر خَطّاب! آيا تو دربِ خانه‌ام را به آتش می‌كشی؟

عمر گفت: آری..